تبليغاتX
نسل سرخ
نسل سرخ
اين صداي بوستاني پرپر است - اين صداي نسل سرخي بي سر است
طلائيه

 

طلائيه !

تو را به سکوت خاکريزهايي که غريب اند ،

به آرامش سنگرهايي که گمنام اند ،

به کانال هايي که هنوز انوار نوراني شان به عرش الهي نشانه مي رود ،

به راز و نيازهاي خاموشي که ديگر به گوش نمي رسند ،

به نجواي سوزان شهدا که ديگر شنيده نمي شوند ،

به لحظه هايي که آسمان سر خم کرده و سه راهي شهادت را نظاره مي کند ،

به لحظه اي که در آن ، سر از بدن همت با ترکشي گرم جدا شد ...

...

 

 

به شلمچه و پيکرهاي دو نيم گشته ،

به قايقي که پيکر نيمه جان باکري را روي دجله حمل مي کند ،

به پيکر سوخته شفيع زاده که لرزه بر گام ها مي افکند ،

به لحظاتي که حسين (ع) به طرف نخلستان مي دود ،

به لحظه اي که زينب (س)  اشک مي ريزد و قتلگاه را نظاره مي کند ،

به خاکريزي که تجلّايي بر روي آن آرام گرفت ...

...

به سرخي خورشيدي که در بهشت طلوع مي کند و در شلمچه غروب ،

 به لحظه اي که سيم خاردار ، پيکر بسيجي را از هم مي شکافد ،

به زماني که شهدا يک به يک درون کانال ماهي دست و پا مي زدند و جان مي دادند ،

به آرام گرفتني که اصغر (ع) در صحراي کربلا آرام گرفت ،

به آن دم که رقيّه (س) مي دويد ،

به خارهايي که زينب (س) از پاي يتيمان حسين (ع) بيرون کشيد ...

...

به سالها اسارت در زندانهاي بغداد ،

به سلول هاي تاريک انفرادي ،

به اشک هاي دسته جمعي ،

به حال روحاني و عرفاني ،

به نمازهاي بدون پيش نماز ...

...

به اذاني که قبل از عمليات طنين انداز مي شد و بعد از عمليات پايان مي گرفت ،

به تنهائي و غربت بعد از عمليات ،

به پيکرهاي ناشناس ،

به دندانهاي شکسته ،

به دهان پاره و کام خونين به غربت و تنهائي علي ،

به کوچه هاي مدينه ،

به صورت نيلي زهرا (س) ...

...

 

به خيبر و محاصره گردان امام حسين (ع) و لشگر  حضرت رسول(ص) ،

به تشنگي و خستگي بسيجي ها ،

به غربت ياران خميني (ره) ...

...

طلائيه !

 بدان تا خون ياران خميني (ره) در کالبد ما جاري است ، هرگز فراموشت نخواهيم کرد ...

 

 

 

 

 

2 نوشته شده  یکشنبه 9 تیر1387   توسط خاک پای شهدا و مرصاد  | 

 





Powered by WebGozar

onLoad and onUnload Example