تبليغاتX
نسل سرخ
نسل سرخ
اين صداي بوستاني پرپر است - اين صداي نسل سرخي بي سر است
فكر ميكني ما هم شهيد ميشيم ؟!
 

میگما شهید جان ، 

بچه كدوم هیئتی ؟
مرجع تقلیدت كیه ؟
تابع كدوم كانونی ؟
پا منبر كی می شینی ؟
از كدوم مداح خوشت میاد ؟
چپی ؟ راستی ؟ میانه رویی ؟
اصلا قرمزته یا آبیته ؟

...

با تعجب نگاه نكن ؛
الآن قبل از اینكه از طرف بپرسن اسمت چیه ؟

اول همینا رو می پرسن ،

بعد تصمیم می گیرن كه این آدم خوبیه یا نه ؟

اصلا این آدمه یا نه ؟!

...

ما بین خودمون وحدت نداریم ،

دیگه چه برسه بین ما و شیعیان جهان ،

بین ما و مسلمونای دنیا ،

بین ما و مستضعفین غیر مسلمون دنیا !

اون وقت لابد انتظار داری فلسطین آزاد كنيم ، 

اسرائیل نابود كنيم ، 

شرمنده ،
اول باید بچه همسایمونو كه با عقایدم مخالفه نابود كنم !

...

شما همتون زیر پرچم هیئت امام حسین (ع) سینه زدید ،

همتون بچه كانون قائم آل محمد (عج) بودید ،

دیگه فرقه ها و گروه های دیگه ایی نبود !  

اصلا اینا رو ول كن ؛

بیا برات از خدامون بگم ،

خدایی كه ما ساختیمش ...

...

شهید ،
به جای اینكه خودمونو بكشیم بالا به خدا برسیم ،

خدا رو آوردیم پایین !

خدایی كه دیگه نمیشه دوسش داشت ،

از بس غریب و تك و تنها و محتاجش كردیم :

آهای جوونا ،

خداتون تنهاست ،

برید نماز بخونید ، دلشو خوش كنید !

آهای ملت ،

خدا بی كسه ،

همت كنید تعداد انگشتر عقیقتونو بیشتر كنید كه بگن طرفدارای خدا زیاد شدن !

 
غربت خدا شد این ؟!

خوشحال كردن خدا اینطوره ؟!

...

اینطور بارمون میارن كه از رو دلسوزی میگیم :

آخی ، خب یه سر هم به خدا بزنیم ...

 

و اینجوریاست كه خودمونو می گیریم واسه خدا !

یه جورایی انگار منت می ذاریم سرش كه ببین اومدم از غربت درت بیارم ،

اگه حاجتمو ندی میرما !!!

 

من تو نمازم به جا اینكه احساس بندگی كنم ، احساس ذلت مي كنم ،


دیگه چطور دل ببندم به خدایی كه من قراره با دو سه ركعت از غربت درش بیارم ؟!

چطور بگم توكلت علی الله در حالیكه تو دلم فكر می كنم استغفرالله خدا نیازمند گریه و اشك و عبادت این و اونه ؟!

...

خدای مشتی ما رو بردن ؛

خدای بی نیاز ما رو كه تحویل هم نگیره عشقه ،

چه طرفش بری چه نری یه سر سوزن براش فرقی نمی كنه ...

...

چطور معشوق بشری حق ناز كردن داره ،

نیازش لذت داره ،

ذلیلش شدن شیرینه ،

اما خدا باید خودش دنبال رضایت ما باشه ،

اونم به این شكل !!!

...

همینه كه شماها شهید شدین !

 
تو كه شهید شدی ، وصیت كردی رو قبرت بنویسن : پر كاهی تقدیم آستان الهی ...

تو بودی كه تو نمازات می لرزیدی كه این خدا با این همه كبریا و عظمتش قبول می كنه یا نه ؟

تو تركش خوردی و بازم ته دلت اضطراب بود كه اگه قبول نكنه چی ؟!

تو بنده وار داد می زدی : مولای یا مولای ...

تو صادقانه شبای جمعه گفتی : من لی غیرك ...

ما كه می گیم من لك غیری !!!

تو جز من كیو داری ، نه من جز تو ...

تو مثل پیغمبر و ائمه با ادب صداتو آوردی پایین ،

خیلی محترمانه با خدا حرف زدی ...

ما چایی نخورده رفیق شدیم با خدا ،

اسمش رو هم می ذاریم بندگی محض و تواضع مطلق !!!

من حال می كنم با خدا این جوری حرف بزنم ،

كسی هم حق نداره بین من و خدای من دخالت كنه .

نه ادبی ، نه حیایی ، نه سیره و روش پیغمبری ، هیچی سرمون نمی شه ... 

داد می زنیم سرش ،

صدامونو بالا میاریم جلوش ...

با پدر و مادرمون هم جرأت نمی كنیم اینطور حرف بزنیم !

...

شهید ، 
خیلی بد برا خدا مشتری جمع می كنیم ؛ خیلی بد !

غافل از اینكه اصلا انسان طبعش قدرت مطلق طلبه ،

عاشق بی نیازی خداست ،

نه این خدایی كه ما ساختیم و چه بد ساختیم !

...

فكر می كنی شهید میشيم نه ؟!

بگو ایشالا ...

اللهم ارزقني

 

2 نوشته شده  پنجشنبه 13 دی1386   توسط خاک پای شهدا و مرصاد  | 

 





Powered by WebGozar

onLoad and onUnload Example