تبليغاتX
نسل سرخ
نسل سرخ
اين صداي بوستاني پرپر است - اين صداي نسل سرخي بي سر است
او ، من ، تو ...

 

او جنگيد

من تماشا کردم

و تو فرار کردي

***

او به اروند زد

من توي عمق كم استخر شنا کردم

و تو با اسکي روي آب ، مزاحم خواب ماهي ها شدي

***

او ژ3 دست گرفت

من با تفنگ ساچمه اي پسرخاله ام حال کردم

و تو با تفنگ شکاري ات به شکار بلدرچين رفتي

***

او مين گوجه اي خنثي کرد

من با گوجه سبز ، پينگ پونگ بازي کردم

و تو بازي گلف را بردي

***

او با صداي آهنگران بزرگ شد

من در حمام با صداي خودم صفا کردم

و تو جديد ترين RAP ها را زمزمه کردي

***

او عکس چمران رو قاب گرفت

من عکس گربه هاي ملوس رو از حاشيه ناصر خسرو خريدم

و تو Play Boy خود را ورق زدي

***

او در فکه تشنگي کشيد

من ني رو تو شکم سانديس فرو کردم

و تو ليمو ترش را در ماء الشعير خالي كردي

***

او زخمي شد

من نزديک بود دلم بسوزد

و تو جاي نيش پشه را خاراندي

***

او شيميايي شد

من سرما خوردم

و تو گلويت را صاف کردي

***

او لباس بيمارستان پوشيد

من جلو آينه پيراهن تازه ام را نگاه کردم

و تو به دنبال مايو امريکايي ، ميدان محسني را زير پا گذاشتي

***

او به اتاق عمل رفت

من به اتاق پذيرايي رفتم

تو به اتاق بازرگاني رفتي که شير خشک وارد کني

***

او شهيد شد

من خواب ظهرم رو از دست دادم

و تو دمر روي تخت افتاد و آروغ زدي

***

او به اقيانوسي از نور افتاد

من زير چراغ مدادي به تماشاي ويترين ايستادم

و تو مه شکن بنزت را در تونل کندوان روشن کردي

***

او هنوز يک آرزوي بزرگ است

من ...

و تو ...

 

خدايا توفيق ترک گناه به ما عطا کن

 

 

2 نوشته شده  شنبه 23 دی1385   توسط خاک پای شهدا و مرصاد  | 

ما اگر نمي جنگيديم ...

 

 

ما اگر نمي جنگيديم با شرمندگي در برابر جهان ، بايد خرمشهر را محمره تلفظ مي کرديم !

ما اگر نمي جنگيديم بايد با خجالت در برابر چمران ، سوسنگرد را خافجيه مي خوانديم !

ما اگر نمي جنگيديم بايد با شرمندگي در برابر ملت ، خوزستان را عربستان مي ناميديم !

 

 

                                                " مقام معظم رهبري "

 

 

...

 

و اگر نمي جنگيدند حالا خيلي هم که مي خواستيم با انصاف باشيم در اين مملکت بيش از 100 تا زندان ابوغريب بود !

 

دلم درد مي آيد وقتي مي شنوم بعضي ها جنگ ما را بيهوده مي دانند !

 

بيهوده دانستن جنگ يعني انکار خورشيد ،

يعني ديده را ناديد کردن ،

يعني لذت اين زندگي چند روزه چنان در وجود آدم نفوذ کند که فکر کني همه اينها از قبل بوده و تا هميشه هم هست !

 

اگر اينها هنوز هستند به خاطر قتلگاه هاي فکه و شلمچه و دوراهي شهادت است ...

 

 

2 نوشته شده  جمعه 22 دی1385   توسط خاک پای شهدا و مرصاد  | 

 





Powered by WebGozar

onLoad and onUnload Example