|
نسل سرخ
اين صداي بوستاني پرپر است - اين صداي نسل سرخي بي سر است
|
می نویسم از طلاییه ؛
از اون سرزمینی که به محض ورود می شنوی : " فاخلع نعلیک "
تعجب نکن ؛
- " انک بالواد المقدس طوی "

وادی مقدس ؟!
آره ؛
اینجا مقدسه اما طوی نیست ،
مسجد الاقصی داره ولی قدس نیست ،
حرم اباالفضل (ع) رو می بینی اما کربلا نیست ...
اینجا طلاییه است و مقدس به سرخی خون شهید !!!
ا پابرهنه میشم ،
بسم الله میگم و قدم بر می دارم ...
میام بالای یک بلندی ؛
کنار گودالی که توش یه تانکه ؛
همون تانکی که صدای خرد شدن استخوان هاي بچه های فاطمه (س) رو شنید ،
همون هایی که رو لباس هاشون نوشته بودند : " می رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم ... "
...
به گودال خیره میشم و چشم هام رو می بندم ؛
خدایا ،
این همون گودالیه که توش حسین زهرا رو سر بریدند ،
و این همون تل زینبیه است ...

زانوهام می لرزه ،
دیگه نمی تونم بایستم ،
می شینم و زیارت عاشورا رو زمزمه می کنم ...
...
اما هنوز چشمم به اون تانکه و اون گلی که زیر شنی هاش پرپر شد ؛
حتی چفیه اش رو هم تو دهنش گذاشت تا صداش در نیاد ...
...
دیگه دارم آتیش می گیرم ؛
از این همه غربت ،
از این همه فراموشی ...
خدایا ،
چطور میشه حق اینا رو ادا کرد ؟؟؟
...
درونم آشوبه ،
دلم می خواد داد بزنم و بگم :
" شیعیان مدیون خون کیستید ؟ "
...
خورشید ،
این شاهد آتشین ،
دیگه به وسط آسمون رسیده .
نگاش می کنم و ازش می خوام باهام صحبت کنه ؛
چون اون همه چیز رو دیده :
درست تو همین ساعت ها ،
یه روز دست های قلم شده ساقی لشکر امام حسین (ع) رو دیده ،
یه روز هم تو همین سه راهی شهادت ، دست بریده فرمانده لشکر اما حسین (ع) ، حاج حسین خرازی رو دیده ...
یه روز سر بریده حسین (ع) رو دیده ،
یه روز هم پیکر بی سر حاج همت ...
یه روز جسم پاره پاره علی اکبر رو دید ،
یه روز هم بدن قطعه قطعه مهدی باکری رو ...
امروز هم که داره ما رو می بینه ،
فردا رو خدا بخیر کنه !!!
...
صدای اذان رو که می شنوم میرم تو سنگر ، سنگر فرماندهی !
به محض ورود ، صدای بی سیم به گوشم می خوره :
" بسم الله الرحمن الرحیم ، رمز شروع عملیات : یا فاطمه زهرا (س) "
چفیه ام رو پهن می کنم و رو به قبله می ایستم :
" الله اکبر "
- " فرمان امام این است : جزاير باید حفظ شوند ... "
به قنوت می رسم :
" اللهم انصر الاسلام و المسلمین "
_ " حاجی مهمات نداریم ، حاجی نیرو نداریم "
به سجده میرم :
" اللهم افتح علینا ابواب رحمتک "
_ " حاجی بچه ها قیچی شدند ، حتی یک نفر هم نمونده "
" السلام علیکم و رحمه الله و برکاته "