|
نسل سرخ
اين صداي بوستاني پرپر است - اين صداي نسل سرخي بي سر است
|
صد بار گفته بودی : سارا پدر ندارد
از آسمان هفتم اصلا خبر ندارد
سارا نگاه خیسش در آسمان نشسته
بر شیشه ها نوشته : سارا که پر ندارد
هر روز گفته با خود : بابای من می آید
بابا پریده اما سارا خبر ندارد
بر دفترش نوشتی : بابات مُرده سارا
او گفت : جمله تو ربطی به پر ندارد
بابات مُرده را او بابات مَرده خوانده
آخر کلاس اول زیر و زبر ندارد
بابا رسیده امشب باور نکرده سارا
بابای او کجا و مردی که سر ندارد ...

بابا سلام ! بی تو چه دنیا گرفته است
این درد ، بند بند تنم را گرفته است
بعد از سلام ، مثل همیشه سه نقطه چین ...
اشک ، تمام صورت من را گرفته است
شمعی کنار عکس تو آماده می کنم
کبریت ، آه ! عکس تو هم تا گرفته است
یک لایه خاک و خل ، دو سه تا بال شاپرک
حالا به روی عکس شما جا گرفته است
بابا ! بر عکس خاکی ات این جمله را بخوان
اینک که قلب کوچک سارا گرفته است
سارا برای روز قشنگ شهادتت
یک کادوی تولد زیبا گرفته است ...